۱۰گل برتر تاریخ ال‌کلاسیکو

گل زنان برتر

ادامه نوشته

کسپر اسکای
ادامه نوشته

محصولات 2011

محصولات برتر ۲۰۱۱
ادامه نوشته

 دانلود دفاع مقدس ، جنگ هشت ساله ، سید شهیدان اهل قلم ، سید مرتضی ، سید مرتضی آوینی ، آرشیو موضوعی دفاع مقدس دفاع مقدس ، جنگ هشت ساله ، سید شهیدان اهل قلم ، سید مرتضی ، سید مرتضی آوینی ، آرشیو موضوعی دفاع مقدس
دفاع مقدس ، جنگ هشت ساله ، سید شهیدان اهل قلم ، سید مرتضی ، سید مرتضی آوینی ، آرشیو موضوعی دفاع مقدس دفاع مقدس ، جنگ هشت ساله ، سید شهیدان اهل قلم ، سید مرتضی ، سید مرتضی آوینی ، آرشیو موضوعی دفاع مقدس
دفاع مقدس ، جنگ هشت ساله ، سید شهیدان اهل قلم ، سید مرتضی ، سید مرتضی آوینی ، آرشیو موضوعی دفاع مقدس دفاع مقدس ، جنگ هشت ساله ، سید شهیدان اهل قلم ، سید مرتضی ، سید مرتضی آوینی ، آرشیو موضوعی دفاع مقدس
دفاع مقدس ، جنگ هشت ساله ، سید شهیدان اهل قلم ، سید مرتضی ، سید مرتضی آوینی ، آرشیو موضوعی دفاع مقدس دفاع مقدس ، جنگ هشت ساله ، سید شهیدان اهل قلم ، سید مرتضی ، سید مرتضی آوینی ، آرشیو موضوعی دفاع مقدس

خلاصه ای از زندگانی امام حسین علیه السلام

ولادت

در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت (1) دومين فرزند برومند حضرت على وفاطمه , كه درود خدا بر ايشان باد, در خانه وحى و ولايت چشم به جهان گشود. چون خبر ولادتش به پيامبر گرامى اسلام (ص ) رسيد, به خانه حضرت على (ع ) و فاطمه (س ) آمد و اسما (2) را فرمود تا كودك را بياورد.اسما او را در پارچه اى سپيد پيچيد و خدمت رسول اكرم (ص ) برد, آن گرامى به گوش راست او اذان و به گوش چپ او اقامه گفت.(3)
به روزهاى اول يا هفتمين روز ولادت با سعادتش , امين وحى الهى , جبرئيل  فرود آمد و گفت : سلام خداوند بر تو باد اى رسول خدا, اين نوزاد را به نام پسر كوچك هارون (شبير) (4) كه به عربى (حسين ) خوانده مي شود نام بگذار.(5)چون على براى تو به سان هارون براى موسى بن عمران است , جز آن كه تو خاتم پيغمبران هستى .و به اين ترتيب نام پرعظمت حسين از جانب پروردگار, براى دومين فرزند فاطمه (س ) انتخاب شد.
به روز هفتم ولادتش , فاطمه زهرا كه سلام خداوند بر او باد, گوسفندى را براى فرزندش به عنوان عقيقه (6) كشت , و سر آن حضرت را تراشيد و هم وزن موى سر او نقره صدقه داد. (7)

حسين (ع ) و پيامبر (ص )

از ولادت حسين بن على (ع ) كه در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص ) كه شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد, مردم از اظهار محبت و لطفى كه پيامبر راستين اسلام (ص ) درباره حسين (ع ) ابراز ميداشت , به بزرگوارى و مقام شامخ پيشواى سوم آگاه شدند.
سلمان فارسى مي گويد: ديدم كه رسول خدا (ص ) حسين (ع ) را بر زانوى خويش نهاده او را مي بوسيد و مي فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانى , تو امام و پسر امام و پدر امامان هستى , تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجتهاى خدايى كه نُه نفرند و خاتم ايشان ,قائم ايشان (امام زمان عج ) مي باشد. (8)
انس بن مالك روايت مي كند: وقتى از پيامبر پرسيدند كدام يك از اهل بيت خود را بيشتر دوست مي دارى , فرمود: حسن و حسين را, (9) بارها رسول گرامى حسن (ع ) و حسين (ع ) را به سينه مي فشرد وآنان را مي بوييد و مي بوسيد. (10)
ابوهريره كه از مزدوران معاويه و از دشمنان خاندان امامت است , در عين حال اعتراف مي كند كه : رسول اكرم را ديدم كه حسن و حسين را بر شانه هاى خويش نشانده بود و به سوى مامي آمد, وقتى به ما رسيد فرمود هر كس اين دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست داشته , و هر كه با آنان دشمنى ورزد با من دشمنى نموده است.(11)عاليترين, صميميترين و گوياترين رابطه معنوى و ملكوتى بين پيامبر و حسين را ميتوان در اين جمله رسول گرامى اسلام(ص )خواند كه فرمود:حسين از من و من ازحسينم (12)

حسين (ع ) با پدر

شش سال از عمرش با پيامبر بزرگوار سپرى شد, و آن گاه كه رسول خدا (ص ) چشم از جهان فروبست و به لقاى پروردگار شتافت , مدت سى سال با پدر زيست . پدرى كه جز به انصاف حكم نكرد , و جز به طهارت و بندگى نگذرانيد , جز خدا نديد و جز خدا نخواست و جز خدا نيافت . پدرى كه در زمان حكومتش لحظه اى او را آرام نگذاشتند ,همچنان كه به هنگام غصب خلافتش جز به آزارش برنخاستند...
در تمام اين مدت , با دل و جان از اوامر پدر اطاعت مي كرد, و در چند سالى كه حضرت على (ع ) متصدى خلافت ظاهرى شد, حضرت حسين (ع ) در راه پيشبرد اهداف اسلامى , مانند يك سرباز فداكار، همچون برادر بزرگوارش مي كوشيد, و در جنگهاى جمل , صفين و نهروان شركت داشت.(13)
به اين ترتيب , از پدرش اميرالمؤمنين(ع ) و دين خدا حمايت كرد و حتى گاهى در حضور جمعيت به غاصبين خلافت اعتراض مي كرد. در زمان حكومت عمر, امام حسين (ع ) وارد مسجد شد, خليفه دوم را بر منبر رسول الله (ص ) مشاهده كرد كه سخن ميگفت. بی درنگ از منبر بالا رفت و فرياد زد: از منبرپدرم فرود آى .... (14)

امام حسين (ع ) با برادر

پس از شهادت حضرت على (ع ), به فرموده رسول خدا (ص ) و وصيت اميرالمؤمنين (ع ) امامت و رهبرى شيعيان به حسن بن على (ع ), فرزند بزرگ اميرالمؤمنين (ع ), منتقل گشت و بر همه مردم واجب و لازم آمد كه به فرامين پيشوايشان امام حسن (ع ) گوش فرادارند. امام حسين (ع ) كه دست پرورد وحى محمدى و ولايت علوى بود, همراه و همكار و همفكر برادرش بود. چنان كه وقتى بنا بر مصالح اسلام و جامعه مسلمانان و به دستور خداوند بزرگ , امام حسن (ع ) مجبور شد كه با معاويه صلح كند و آن همه ناراحتي ها را تحمل نمايد, امام حسين (ع ) شريك رنج هاى برادر بود و چون ميدانست كه اين صلح به صلاح اسلام و مسلمين است , هرگز اعتراض به برادر نداشت .
حتى يك روز كه معاويه , در حضور امام حسن (ع ) وامام حسين (ع ) دهان آلوده اش را به بدگويى نسبت به امام حسن (ع ) و پدر بزرگوارشان اميرمؤمنان (ع ) گشود, امام حسين (ع ) به دفاع برخاست تا سخن در گلوى معاويه بشكند و سزاى ناهنجاريش را به كنارش بگذارد, ولى امام حسن (ع ) او را به سكوت و خاموشى فراخواند, امام حسين (ع ) پذيرا شد و به جايش بازگشت , آن گاه امام حسن (ع ) خود به پاسخ معاويه برآمد, و با بيانى رسا و كوبنده خاموشش ساخت . (15)

امام حسين (ع ) در زمان معاويه

چون امام حسن (سلام خدا و فرشتگان خدا بر او باد) از دنيا رحلت فرمود, به گفته رسول خدا (ص ) و اميرالمؤمنين (ع ) و وصيت حسن بن على (ع ) امامت و رهبرى شيعيان به امام حسين (ع ) منتقل شد و از طرف خدا مأمور رهبرى جامعه گرديد. امام حسين (ع ) مي ديد كه معاويه با اتكا به قدرت اسلام , بر اريكه حكومت اسلام به ناحق تكيه زده , سخت مشغول تخريب اساس جامعه اسلامى و قوانين خداوند است و از اين حكومت پوشالى مخرب به سختى رنج مي برد, ولى نمي توانست دستى فراز آورد وقدرتى فراهم كند تا او را از جايگاه حكومت اسلامى پايين بكشد, چنانچه برادرش امام حسن (ع ) نيز وضعى مشابه او داشت.
امام حسين (ع ) مي دانست اگر تصميمش را آشكار سازد و به سازندگى قدرت بپردازد, پيش از هر جنبش و حركت مفيدى به قتلش مي رسانند, ناچار دندان بر جگر نهاد و صبررا پيشه ساخت كه اگر بر مي خاست , پيش از اقدام به دسيسه كشته مي شد, از اين كشته شدن هيچ نتيجه اى گرفته نمي شد. بنابراين تا معاويه زنده بود, چون برادر زيست و علم مخالفت هاى بزرگ نيفراخت , جز آن كه گاهى محيط و حركات و اعمال معاويه را به باد انتقاد مي گرفت و مردم رابه آينده نزديك اميدوار مي ساخت كه اقدام مؤثرى خواهد نمود.
در تمام طول مدتى كه معاويه از مردم براى ولايتعهدى يزيد, بيعت مي گرفت , حسين به شدت با اومخالفت كرد, و هرگز تن به بيعت يزيد نداد و وليعهدى او را نپذيرفت و حتى گاهى سخنانى تند به معاويه گفت و يا نامه اى كوبنده براى او نوشت .(16) معاويه هم در بيعت گرفتن براى يزيد, به او اصرارى نكرد و امام (ع ) همچنين بود و ماند تا معاويه درگذشت ...

قيام حسينى

يزيد پس از معاويه بر تخت حكومت اسلامى تكيه زد و خود را اميرالمؤمنين خواند و براى اين كه سلطنت ناحق و ستمگرانه اش را تثبيت كند, مصمم شد براى نامداران و شخصيتهاى اسلامى پيامى بفرستد و آنان را به بيعت با خويش بخواند. به همين منظور, نامه اى به حاكم مدينه نوشت و در آن يادآور شد كه براى من از حسين (ع )بيعت بگير و اگر مخالفت نمود بقتلش برسان .
حاكم اين خبر را به امام حسين (ع )رسانيد و جواب مطالبه نمود. امام حسين (ع ) چنين فرمود: انا لله و انا اليه راجعون و على الاسلام السلام اذا بليت الامة براع مثل يزيد.(17) آن گاه كه افرادى چون يزيد, (شرابخوار و قمارباز و بي ايمان و ناپاك كه حتى ظاهر اسلام را هم مراعات نمي كند) بر مسند حكومت اسلامى بنشيند, بايد فاتحه اسلام را خواند.(زيرا اين گونه زمامدارها با نيروى اسلام و به نام اسلام , اسلام را از بين ميبرند.)
امام حسين (ع ) مي دانست اينك كه حكومت يزيد را به رسميت نشناخته است , اگر در مدينه بماند به قتلش مي رسانندش, لذا به امر پروردگار, شبانه و مخفى از مدينه به سوى مكه حركت كرد. آمدن آن حضرت به مكه , همراه با سرباز زدن او از بيعت يزيد, در بين مردم مكه و مدينه انتشار يافت , و اين خبر تا به كوفه هم رسيد. كوفيان ازامام حسين (ع ) كه در مكه به سر مي برد دعوت كردند تا به سوى آنان آيد و زمامدار امورشان باشد. امام (ع ) مسلم بن عقيل , پسر عموى خويش را به كوفه فرستاد تا حركت و واكنش اجتماع كوفى را از نزديك ببيند و برايش بنويسد. مسلم به كوفه رسيد و با استقبال گرم و بي سابقه اى روبرو شد, هزاران نفر به عنوان نايب امام (ع ) با او بيعت كردند, و مسلم هم نامه اى به امام حسين (ع ) نگاشت و حركت فورى امام (ع ) را لازم گزارش داد.
هر چند امام حسين (ع ) كوفيان را به خوبى مي شناخت , و بي وفايى و بي دينيشان را در زمان حكومت پدر و برادر ديده بود و مي دانست به گفته ها و بيعتشان با مسلم نمي توان اعتماد كرد, و ليكن براى اتمام حجت و اجراى اوامر پروردگار تصميم گرفت كه به سوى كوفه حركت كند.با اين حال تا هشتم ذيحجه , يعنى روزى كه همه مردم مكه عازم رفتن به منى بودند (18) و هر كس در راه مكه جا مانده بود با عجله تمام مي خواست خود را به مكه برساند, آن حضرت در مكه ماند و در چنين روزى با اهل بيت و ياران خود, از مكه به طرف عراق خارج شد و با اين كار هم به وظيفه خويش عمل كرد و هم به مسلمانان جهان فهماند كه پسر پيغمبر امت , يزيد را به رسميت نشناخته و با او بيعت نكرده ,بلكه عليه او قيام كرده است .
يزيد كه حركت مسلم را به سوى كوفه دريافته و از بيعت كوفيان با او آگاه شده بود, ابن زياد را (كه از پليدترين ياران يزيد و از كثيفترين طرفداران حكومت بنى اميه بود) به كوفه فرستاد.ابن زياد از ضعف ايمان و دورويى و ترس مردم كوفه استفاده نمود و با تهديد وارعاب , آنان را از دور و بر مسلم پراكنده ساخت , و مسلم به تنهايى با عمال ابن زياد به نبرد پرداخت , و پس از جنگى دلاورانه و شگفت , با شجاعت شهيد شد.(سلام خدا بر او باد).و ابن زياد جامعه دورو و خيانتكار و بي ايمان كوفه را عليه امام حسين (ع ) برانگيخت , و كار به جايى رسيد كه عده اى از همان كسانى كه براى امام (ع ) دعوتنامه نوشته بودند, سلاح جنگ پوشيدند و منتظر ماندند تا امام حسين (ع ) از راه برسد و به قتلش برسانند.
امام حسين (ع ) از همان شبى كه از مدينه بيرون آمد, و در تمام مدتى كه در مكه اقامت گزيد, و در طول راه مكه به كربلا, تا هنگام شهادت , گاهى به اشاره , گاهى به صراحت , اعلان ميداشت كه : مقصود من از حركت , رسوا ساختن حكومت ضد اسلامى يزيد وبرپاداشتن امر به معروف و نهى از منكر و ايستادگى در برابر ظلم و ستمگرى است وجز حمايت قرآن و زنده داشتن دين محمدى هدفى ندارم . و اين مأموريتى بود كه خداوند به او واگذار نموده بود, حتى اگر به كشته شدن خود و اصحاب و فرزندان و اسيرى خانواده اش اتمام پذيرد.
رسول گرامى (ص ) و اميرمؤمنان (ع ) و حسن بن على (ع ) پيشوايان پيشين اسلام , شهادت امام حسين (ع ) را بارها بيان فرموده بودند. حتى در هنگام ولادت امام حسين (ع ),رسول گرانمايه اسلام (ص ) شهادتش را تذكر داده بود. (19) و خود امام حسين (ع ) به علم امامت ميدانست كه آخر اين سفر به شهادتش مي انجامد, ولى او كسى نبود كه در برابر دستور آسمانى و فرمان خدا براى جان خود ارزشى قائل باشد, يا از اسارت خانواده اش واهمه اى به دل راه دهد. او آن كس بود كه بلا را و شهادت را سعادت مي پنداشت . (سلام ابدى خدا بر او باد) .
خبر شهادت حسين (ع ) در كربلا به قدرى در اجتماع اسلامى مورد گفتگو واقع شده بود كه عامه مردم از پايان اين سفر مطلع بودند. چون جسته و گريخته , از رسول الله (ص ) و اميرالمؤمنين (ع ) و امام حسن بن على (ع ) و ديگر بزرگان صدر اسلام شنيده بودند. بدين سان حركت امام حسين (ع ) با آن درگيري ها و ناراحتي ها احتمال كشته شدنش را در اذهان عامه تشديد كرد. به ويژه كه خود در طول راه مي فرمود: من كان باذلا فينا مهجته و موطنا على لقاء الله نفسه فليرحل معنا. (20) هر كس حاضر است در راه ما از جان خويش بگذرد و به ملاقات پروردگار بشتابد,همراه ما بيايد. و لذا در بعضى از دوستان اين توهم پيش آمد كه حضرتش را از اين سفر منصرف سازند، غافل از اين كه فرزند على بن ابى طالب (ع ) امام و جانشين پيامبر, و از ديگران به وظيفه خويش آگاه تر است و هرگز از آنچه خدا بر عهده او نهاده، دست نخواهد كشيد.
بارى امام حسين (ع ) با همه اين افكار و نظريه ها كه اطرافش را گرفته بود به راه خويش ادامه داد, و كوچكترين خللى در تصميمش راه نيافت .سرانجام  رفت , و شهادت را دريافت . نه خود تنها, بلكه با اصحاب و فرزندان كه هر يك ستاره اى درخشان در افق اسلام بودند, رفتند و كشته شدند, و خون هايشان شن هاى گرم دشت كربلا را لاله باران كرد تا جامعه مسلمانان بفهمد يزيد (باقيمانده بسترهاى گناه آلود خاندان اميه ) جانشين رسول خدا نيست , و اساسا اسلام از بنى اميه و بنى اميه از اسلام جداست .
راستى هرگز انديشيده ايد اگر شهادت جانگداز و حماسه آفرين حسين (ع ) به وقوع نمي پيوست و مردم يزيد را خليفه پيغمبر (ص ) مي دانستند, و آن گاه اخبار دربار يزيد و شهوت راني هاى او و عمالش را مي شنيدند, چقدر از اسلام متنفر مي شدند, زيرا اسلامى كه خليفه پيغمبرش يزيد باشد, به راستى نيز تنفرآور است ... و خاندان پاك حضرت امام حسين (ع ) نيز اسير شدند تا آخرين رسالت اين شهادت رابه گوش مردم برسانند.و شنيديم و خوانديم كه در شهرها, در بازارها, در مسجدها, در بارگاه متعفن پسر زياد و دربار نكبت بار يزيد, هماره و همه جا دهان گشودند وفرياد زدند, و پرده زيباى فريب را از چهره زشت و جنايتكار جيره خواران بنى اميه برداشتند و ثابت كردند كه يزيد سگباز وشرابخوار است , هرگز لياقت خلافت ندارد و اين اريكه اى كه او بر آن تكيه زده جايگاه او نيست . سخنانشان رسالت شهادت حسينى را تكميل كرد, طوفانى در جانها برانگيختند, چنان كه نام يزيد تا هميشه مترادف با هر پستى و رذالت و دنائت گرديد و همه آرزوهاى طلايى و شيطانيش چون نقش بر آب گشت .
نگرشى ژرف ميخواهد تا بتوان بر همه ابعاد اين شهادت عظيم و پرنتيجه دست يافت . از همان اوان شهادتش تا كنون , دوستان و شيعيانش , و همه آنان كه به شرافت و عظمت انسان ارج مي گذارند, همه ساله سالروز به خون غلتيدنش را, سالروز قيام و شهادتش را با سياهپوشى و عزادارى محترم مي شمارند, و خلوص خويش را با گريه بر مصايب آن بزرگوار ابراز ميدارند. پيشوايان معصوم ما, هماره به واقعه كربلا و به زنده داشتن آن عنايتى خاص داشتند. غير از اين كه خود به زيارت مرقدش مي شتافتند و عزايش را بر پا مي داشتند, در فضيلت عزادارى و محزون بودن براى آن بزرگوار, گفتارهاى متعددى ايراد فرموده اند.
ابوعماره گويد: روزى به حضور امام ششم صادق آل محمد (ع ) رسيدم , فرمود اشعارى درسوگوارى حسين براى ما بخوان . وقتى شروع به خواندن نمودم صداى گريه حضرت برخاست , من مي خواندم و آن عزيز مي گريست , چندان كه صداى گريه از خانه برخاست . بعد از آن كه اشعار را تمام كردم , امام (ع ) در فضليت و ثواب مرثيه و گرياندن مردم بر امام حسين (ع ) مطالبى بيان فرمود. (21)
نيز از آن جناب است كه فرمود: گريستن و بي تابى كردن در هيچ مصيبتى شايسته نيست مگر در مصيبت حسين بن على , كه ثواب و جزايى گرانمايه دارد. (22) باقرالعلوم , امام پنجم (ع ) به محمد بن مسلم كه يكى از اصحاب بزرگ او است فرمود: به شيعيان ما بگوييد كه به زيارت مرقد حسين بروند, زيرا بر هر شخص باايمانى كه به امامت ما معترف است , زيارت قبر اباعبدالله لازم ميباشد. (23)
امام صادق (ع ) مي فرمايد: ان زيارة الحسين عليه السلام افضل ما يكون من الاعمال . همانا زيارت حسين (ع ) از هر عمل پسنديده اى ارزش و فضيلتش بيشتر است . (24) زيرا كه اين زيارت در حقيقت مدرسه بزرگ و عظيم است كه به جهانيان درس ايمان و عمل صالح مي دهد و گويى روح را به سوى ملكوت خوبي ها و پاكدامني ها و فداكاري ها پرواز مي دهد. هر چند عزادارى و گريه بر مصايب حسين بن على (ع ), و مشرف شدن به زيارت قبرش و بازنماياندن تاريخ پرشكوه و حماسه ساز كربلايش ارزش و معيارى والا دارد, لكن بايد دانست كه نبايد تنها به اين زيارت ها و گريه ها و غم گساريدن اكتفا كرد, بلكه همه اين تظاهرات , فلسفه ديندارى , فداكارى و حمايت از قوانين آسمانى را به ما گوشزدمينمايد, و هدف هم جز اين نيست , و نياز بزرگ ما از درگاه حسينى آموختن انسانيت و خالى بودن دل از هر چه غير از خداست ميباشد, و گرنه اگر فقط به صورت ظاهر قضيه بپردازيم , هدف مقدس حسينى به فراموشى مي گرايد.

فضائل و کرامات

 

 در بيان فضائل و مناقب و مكارم اخلاق آن حضرت

حسن و حسین پسران پیغمبرند
      شفاعت مردی گناهکار
      سبب هفت تكبير در افتتاح نماز
      بوی سیب از مرقد مطهر امام حسین(ع)
      جامه های حسنین(ع) از طرف خازن جنت
      سخاوت امام حسین(ع)
      ناسزاگوئی عصام و روش نیکو و اخلاق برجسته امام حسین(ع)
      باب موهبت به اندازه معرفت به مردم گشاده می شود
      پینه هایی بر پشت مبارک امام حسین(ع)

از اربعين مؤذن و تاريخ خطيب و غيره نقل شده كه جابر روايت كرده كه رسول خدا صلي الله عليه و‌ آله فرمود: خداي تبارك و تعالي فرزندان هر پيغمبري را از صلب او آورد و فرزندان مرا از صلب من و از صلب علي بن ابيطالب (ع) آفريد، به درستي كه فرزندان هر مادري نسبت به سوي پدر دهنده مگر اولاد فاطمه كه من پدر ايشانم.

مؤلف گويد: از اين قبيل احاديث بسيار است كه دلالت دارد بر آنكه حسنين عليهماالسلام دو فرزند پيغمبر (ص) مي‌باشند و اميرالمؤمنين سلام الله عليه در جنگ صفين هنگامي كه حضرت حسين عليه السلام سرعت كرد از براي جنگ با معاويه فرمود باز داريد حسن را و مگذاريد كه به سوي جنگ رود چه من دريغ دارم و بيمناكم كه حسن و حسين كشته شوند و نسل رسول خدا منقطع گردد.

ابن ابي الحديد گفته: اگر گويند حسن و حسين پسران پيغمبرند، گويم هستند چه خداوند كه در آيه مباهله فرمايد: اَبنآ ناجُز حسن و حسين را نخواسته، و خداوند عيسي را از ذريت ابراهيم شمرده و اهل لغت خلافي ندارند كه فرزندان دختر از نسل پدر دخترند، و اگر كسي گويد كه خداوند فرموده است:

ما كان مُحَمَّدٌ اَبا اَحدٍ رِجالِكُمْ. يعني نيست محمد صلي الله عليه و آله پدر هيچيك از مردان شما در جواب گوئيم كه محمد را پدر ابراهيم ابن ماريه داني يا نداني بهر چه جواب دهد جواب من در حق حسن و حسين همان است.

همانا اين آية مباركه در حق زيد بن حارثه وارد شده چه او را به سنَّت جاهليت فرزند رسول خدا صلي الله عليه و آله مي‌شمرند و خداوند در بطلان عقيدت ايشان اين آيه فرستاد كه محمد صلي الله عليه و آله پدر هيچيك از مردان شما نيست لكن نه آنست كه پدر فرزندان خود حسنين و ابراهيم نباشد.

در جمله‌اي از كتب عامه روايت شده كه حضرت رسول صلي الله عليه و آله دست حسنين را گرفت و فرمود در حالي كه اصحابش جمع بودند:

اي قوم آنكس كه مرا دوست دارد و ايشان را و پدر و مادر ايشان را دوست دارد در قيامت با من در بهشت خواهد بود. و بعضي اين حديث را نظم كرده‌اند:

      اَخَذَ اْلَّنبِيُّ يَدَ الْحُسيْن وَ صِنْوِهِ             يَوْماً وَ قالَ وَ صَحبَتُهُ في مَجْمَعً

      مَنْ وَدَّني يا قَومِ اَوْهذيْنِ اَو                    اَبَوَيهِما فَالْخُلْدُ مَسْكَنُهُ مَعي

و روايت شده كه رسول خدا صلي الله عليه و آله حسنين را بر پشت مبارك سوار كرد حسن را بر اضلاع راست و حسين را بر اضلاع چپ و لختي برفت و فرمود بهترين شترها شتر شما است و بهترين سوارها شمائيد و پدر شما فاضلتر از شما است.

ابن شهر آشوب روايت كرده كه مردي در زمان رسول خدا صلي الله عليه و آله گناهي كرد و از بيم پنهان شد تا گاهي كه حسنين را يافت تنها، پس ايشان را برگرفت و بر دوش خود سوار كرد و به حضرت رسول صلي الله عليه و آله آورد و عرض كرد يا رسول الله اِنّي مُسْتَجيرٌ بِالله وَ بِهما يعني پناه آورده‌ام به خدا و اين دو فرزندان تو از آن گناه كه كرده‌ام، رسول خدا صلي الله عليه و آله چنان بخنديد كه دست به دهان مبارك گذاشت و فرمود بر او كه آزادي و حسنين را فرمود كه شفاعت شما را قبول كردم در حق او پس اين آيه نازل شد وَ لَوْ اَنَّهُمْ اِذْ ظَلَمُوا اَنْفُسَهُمْ الآيه.

و نيز ابن شهر آشوب از سلمان فارسي روايت كرده كه حضرت حسين عليه السلام بر ران رسول خداي صلي الله عليه و آله جاي داشت پيغمبر او را مي‌بوسيد و مي‌فرمود تو سيد پسر سيد و پدر ساداتي و امام پسر امام و پدر اماماني و حجت پسر حجت و پدر حجتهاي خدائي از صلب تو نه امام پديد آيند و نهم ايشان قائم آل محمد عليهم السلام است. و شيخ طوسي به سند صحيح روايت كرده است كه حضرت امام حسين عليه السلام دير به سخن آمد روزي حضرت رسول صلي الله عليه و آله آن حضرت را به مسجد برد و در پهلوي خويش بازداشت و تكبير نماز گفت امام حسين عليه السلام خواست موافقت نمايد درست نگفت حضرت از براي او بار ديگر تكبير گفت و او نتوانست باز حضرت مكرر كرد تا آنكه در مرتبة هفتم درست گفت به اين سبب هفت تكبير در افتتاح نماز سنت شد.

و ابن شهر آشوب روايت كرده است كه روزي جبرئيل به خدمت حضرت رسول صلي الله عليه و آله آمد به صورت دحية كلبي و نزد آن حضرت نشسه بود كه ناگاه حسنين عليهماالسلام داخل شدند و چون جبرئيل را گمان دحيه مي‌كردند به نزديك او آمدند و از او هديه مي‌طلبيدند، جبرئيل دستي به سوي آسمان بلند كرد سيبي و  بهي و اناري براي ايشان فرود آورد و به ايشان داد. چون آن ميوه‌ها را ديدند شاد گرديدند و نزديك حضرت رسول صلي الله عليه و آله بردند حضرت از ايشان گرفت و بوئيد و به ايشان رد كرد. و فرمود كه به نزد پدر و مادر خويش ببريد و اگر اول به نزد پدر خود ببردي بهتر است. پس آنچه آن حضرت فرموده بود به عمل آوردند و به نزد پدر و مادر خويش ماندند تا رسول خدا صلي الله عليه و آله نزد ايشان رفت و همگي از آن ميوه‌ها تناول كردند و هرچه مي‌خوردند به حال اول برمي‌گشت و چيزي از آن كم نمي‌شد و آن ميوه‌ها به حال خود بود تا گاهي كه حضرت رسول «ص» از دنيا رفت و باز آنها نزد اهلبيت بود و تغييري در آنها بهم نرسيد تا آنكه حضرت فاطمه عليهاالسلام رحلت فرمود پس انار برطرف شد و چون حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام شهيد شد به برطرف شد و سيب ماند آن سيب را حضرت امام حسن عليه السلام داشت تا آنكه به زهر شهيد شد و آسيبي به آن سيب نرسيد، بعد از آن نزد امام حسين عليه السلام بود.

حضرت امام زين العابدين عليه السلام فرمود وقتي كه پدرم در صحراي كربلا محصور اهل جور و جفا بود آن سيب را در دست داشت و هرگاه كه تشنگي بر او غالب مي‌شد آنرا مي‌بوئيد تا تشنگي آن حضرت تخفيف مي‌يافت چون تشنگي بسيار بر آن حضرت غالب شد و دست از حيوه خود برداشت دندان بر آن سيب فرو برد چون شهيد شد هر چند آن سيب را طلب كردند نيافتند، پس آن حضرت فرمود كه من بوي آن سيب را از مرقد مطهر پدرم مي‌شنوم گاهي كه به زيارت او مي‌روم و هر كه شيعيان مخلص ما در وقت سحر به زيارت آن مرقد معطر برود بوي سيب را از آن ضريح منور مي‌شنود.

و از امالي مفيد نيشابوري مرويست كه حضرت امام رضا عليه السلام فرمود: برهنه مانده بود حضرت امام حسن و امام حسين عليهاالسلام و نزديك عيد بود پس حسنين عليهاالسلام به مادر خويش فاطمه عليهاالسلام گفتند اي مادر كودكان مدينه به جهت عيد خود را آرايش و زينت كرده‌اند پس چرا تو ما را به لباس آرايش نمي‌كني و حال آنكه ما برهنه‌ايم چنانكه مي‌بيني حضرت فاطمه عليهاالسلام فرمود اي نور ديدگان من همانا جامه‌هاي شما نزد خياط است هرگاه دوخت و آوَرد، آرايش مي كنم شما را به آن روز عيد و مي‌خواست به اين سخن خوشدل كند ايشان را، پس شب عيد شد ديگر باره اعاده كردند كلام پيش را، گفتند امشب شب عيد است پس چه شد جامه‌هاي ما؟ حضرت فاطمه گريست از حال ترحّم بر حال كودكان و فرمود اي نور ديدگان خوشدل باشيد هرگاه خياط آورد جامه‌ها را زينت مي‌كنم شما را به آن انشاءالله، پس چون پاسي از شب گذشت ناگاه كوبيد در خانه را كوبنده‌اي فاطمه عليهاالسلام فرمود كيست؟ صدائي بلند شد كه، اي دختر پيغمبر خدا بگشا در را كه من خياط مي‌باشم جامه‌هاي حسنين (ع) را آورده‌ام، حضرت فاطمه عليهاالسلام فرمود چون در را گشودم مردي ديدم با هيبت تمام و بوي خوش پس دستار بسته‌اي به من داد و برفت. پس فاطمه عليهاالسلام به خانه آمد گشود آن دستار را ديد در وي بود دو پيراهن و دو ذراعه و دو زير جامه و دو رداء و دو عامه و دو كفش، حضرت فاطمه عليهاالسلام بسي شاد و مسرور شد، پس حسنين عليهاالسلام را بيدار كرد و جامه‌ها را به ايشان پوشانيد پس چون روز عيد شد پيغمبر صلي الله عليه و آله بر ايشان وارد شد و حسنين را برداشت و به سوي مادرشان برد، فرمود اي فاطمه آن خياطي كه جامه‌ها را آورد شناختي؟ عرضه داشت نه به خدا سوگند نشناختم او را و نمي‌دانستم كه من جامه نزد خياط داشته باشم خدا و رسول داناترند به اين مطلب فرمود اي فاطمه آن خياط نبود بلكه او رضوان خازن جنت بوده و جامه‌ها از حلل بهشت بوده، خبر داد مرا جبرئيل از نزد پروردگار جهانيان.

و قريب به اين حديث است خبري كه در منتخب روايت شده كه روز عيد حسنين عليهاالسلام به حضور مبارك رسول خدا صلي الله عليه و آله آمدند و لباس نو خواستند جبرئيل جامه‌هاي دوختة سفيد براي ايشان آورد و حسنين (ع) خواهش لباس رنگين نمودند. رسول خدا صلي الله عليه و آله طشت آورد و حضرت جبرئيل آب ريخت حضرت مجتبي عليه السلام خواهش رنگ سبز نمود و حضرت سيدالشهداء عليه السلام خواهش رنگ سرخ نمود و جبرئيل گريه كرد و اخبار داد رسول خدا صلي الله عليه و آله را به شهادت آن دو سبط و اينكه حسن (ع) به زهر شهيد مي‌شود و بدن مباركش سبز شود و حضرت امام حسين (ع) آغشته به خون شهيد بود.

عياشي و غير او روايت كرده‌اند كه روزي امام حسن عليه السلام به جمعي از مساكين گذشت كه عباهاي خود را افكنده بودند و نان خشكي در پيش داشتند و مي خوردند چون حضرت را ديدند او را دعوت كردند حضرت از اسب خويش فرود آمد و فرمود: خداوند متكبران را دوست نمي‌دارد و نزد ايشان نشست و با ايشان تناول فرمود، پس به ايشان فرمود كه من چون دعوت شما را اجابت كردم شما نيز اجابت من كنيد و ايشان را به خانه برد و به جارية خويش فرمود كه هر چه براي مهمانان عزيز ذخيره كرده‌اي حاضر ساز و ايشان را ضيافت كرد و انعامات و نوازش كرده و روانه فرمود.

و از وجود و سخاي آن حضرت روايت شده كه مرد عربي به مدينه آمد و پرسيد كه كريمترين مردم كيست؟ گفتند حسين بن علي عليه السلام، پس به جستجوي آن حضرت شد تا داخل مسجد شد ديد كه آن حضرت در نماز ايستاده پس شعري چند در مدح و سخاوت آن حضرت خواند. چون حضرت از نماز فارغ شد فرمود كه اي قنبر آيا از مال حجاز چيزي به جاي مانده است؟ عرض كرد بلي چهار هزار دينار فرمود حاضر كن كه مردي كه احق است از ما به تصرف در آن حاضر گشته، پس به خانه رفت و رداي خود را كه از برد بود از تن بيرون كرد و آن دنانير را در برد پيچيد و پشت در ايستاد و از شرم روي اعرابي از قلت زر از شكاف در دست خود را بيرون كرد و آن زرها را به اعرابي عطا فرمود و شعري چند در عذرخواهي از اعرابي خواند اعرابي آن زرها را بگرفت و سخت بگريست، حضرت فرمود اي اعرابي گويا كم شمردي عطاي ما را كه مي‌گريي، عرض كرد بر اين ميگريم كه دست با اين وجود و سخا چگونه در ميان خاك خواهد شد. و مثل اين حكايت را از حضرت اما حسين عليه السلام نيز روايت كرده‌اند.

مؤلف گويد كه: بسياري از فضائل است كه گاهي از امام حسن عليه السلام روايت مي‌شود و گاهي از امام حسين عليه السلام و اين ناشي از شباهت آن دو بزرگوار است در نام كه اگر ضبط نشود تصحيف و اشتباه مي‌شود.

و در بعضي از كتب منقولست از عصام بن المصطلق شامي كه گفت داخل شدم در مدينة‌ معظمه پس چون ديدم حسين بن علي عليه السلام را پس تعجب آورد مرا، روش نيكو و منظر پاكيزة او، پس حسد مرا واداشت كه ظاهر كنم آن بغض و عداوتي را كه در سينه داشتم از پدر او، پس نزديك او شدم و گفتم توئي پسر ابوتراب؟ (مؤلف گويد كه اهل شام از اميرالمؤمنين عليه السلام به ابوتراب تعبير مي كردند و گمان مي‌كردند كه تنقيص آن جناب مي‌كنند باين لفظ و حال آنكه هر وقت ابوتراب مي‌گفتند گويا حلي و حلل به آن حضرت مي‌پوشانيدند). بالجمله عصام گفت: گفتم به امام حسين (ع) توئي پسر ابوتراب؟ فرمود بلي. قال فَبالَغْتُ في شَتْمِهِ وِ شَتْم آبيِه

يعني هر چه توانستم دشنام و ناسزا به آن حضرت گفتم.

فَنَظَرَ اِلَيَّ نَظْرهَ عاطِفٍ رًؤُفٍ

پس نظري از روي عطوفت و مهرباني بر من كرد و فرمود:

اعوذ باللهِ مِنَ الشَيْطانِ الرَّجيم بِسْم اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ خُذِ الْعَفْوَ وَ اْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ اَعْرِضُ عَنِ الْجاهِليَ الآيات الي قوله ثُمَّ لايقصرُونَ.

و اين آيات اشارتست مكارم اخلاق كه حق تعالي پيغمبرش را به آن تأديب فرمود از جمله آنكه از خلاق مردم اكتفا كند و متوقع زيادتر نباشد و بد را به بدي مكافات ندهد و از نادانان رو بگرداند و در مقام وسوسة شيطان پناه به خدا گيرد.

ثُمَّ قالَ: خَفّضْ عَلَيْكَ اِسْتَغْفِرِ اللهِ لي وِلَكَ.

پس فرمود به من آهسته كن و سبك و آسان كن كار را بر خود، طلب آمرزش كن از خدا براي من و براي خودت، همانا اگر طلب ياري كني از ما تو را ياري كنم و اگر عطا طلب كني ترا عطا كنم و اگر طلب ارشاد كني تو را ارشاد كنم. عصام گفت: من از گفته و تقصير خود پشيمان شدم و آن حضرت به فراست يافت پشيماني مرا فرمود:

لاتَثْريبَ عَلَيْكُمْ الْيَوْمَ يَغْفِرُاللهُ لَكُمْ وَ هُوَ اَرْحَمْ الرّاحِمينَ.

و اين آيه شريفه از زبان حضرت يوسف پيغمبر است به برادران خود كه در مقام عفو از آنها فرمود كه عتاب و ملامتي نيست بر شما، بيامرزد خداوند شماها را و اوست ارحم الراحمين. پس آن جناب فرمود به من كه اهل شامي تو؟ گفتم بلي فرمود شِنْشِنَه اعرفها مِنْ اخزم و اين مثلي است كه حضرت به آن تمثيل جست حاصل اينكه اين دشنام و ناسزا گفتن به ما، عادت و خوئيست در اهل شام كه معاويه در ميان آنها سنت كرده پس فرمود: حيّانا الله وً ايّاكَ هر حاجتي كه داري به نحو انبساط و گشاده روئي حاجت خود را از ما بخواه كه مي‌يابي مرا در نزد افضل ظن خود به من انشاء الله تعالي.

عصام گفت از اين اخلاق شريفة آن حضرت در مقابل آن جسارتها و دشنامها كه از من سر زد چنان زمين بر من تنگ شد كه دوست داشتم به زمين فرو بروم، لاجرم از نزد آن حضرت آهسته بيرون شدم در حالي كه پناه به مردم مي‌بردم به نحوي كه آن جناب ملتفت من نشود لكن بعد از آن مجلس نبود نزد من شخصي دوست‌تر از آن حضرت و از پدرش.

از مقتل خوارزمي و جامع الاخبار روايت شده است كه مردي اعرابي به خدمت امام حسين عليه السلام آمد و گفت يابن رسول الله ضامن شده‌ام اداي ديت كامله را و اداي آن را قادر نيستم لاجرم با خود گفتم كه بايد سوال كرد از كريم‌ترين مرد و كسي كريمتر از اهل بيت رسالت صلوات الله عليهم اجمعين گمان ندارم. حضرت فرمود: يا اخا العرب من سه مسئله از تو مي‌پرسم اگر يكي را جواب گفتي ثلث آن مال را به تو عطا مي‌كنم و اگر دو سوال را جواب دادي دو ثلث مال خواهي گرفت و اگر هر سه را جواب گفتي تمام آن مال را عطا خواهم كرد، اعرابي گفت يابن رسول الله چگونه روا باشد كه مثل تو كسي كه از اهل علم و شرفي از اين فدوي كه يك عرب بدوي بيش نيستم سوال كند؟ حضرت فرمود كه از جدم رسول خدا صلي الله عليه و‌ آله شنيدم كه فرمود: اَلمَعرُوف بِقَدرِ الْمَعرِفَه باب معروف و موهبت به اندازة معرفت بروي مردم گشاده بايد داشت، اعرابي عرض كرد هر چه خواهي سوال كن اگر دانم جواب مي‌گويم و اگرنه از حضرت شما فرا مي‌گيرم ولا قُوّه اِلاّ بِالله.

حضرت فرمود كه افضل اعمال چيست؟ گفت: ايمان به خداوند تعالي. فرمود چه چيز مردم را از مهالك نجات مي‌دهد؟ عرض كرد توكل و اعتماد بر حق تعالي. فرمود زينت آدمي در چه چيز است؟ اعرابي گفت: علمي كه به آن عمل باشد. فرمود كه اگر بدين شرف دست نيابد؟ عرض كرد مالي كه با مروت و جوانمردي باشد. فرمود كه اگر اين را نداشته باشد؟ گفت فقر و پريشاني كه با آن صبر و شكيبائي باشد. فرمود اگر اينرا نيز نداشته باشد؟ اعرابي گفت كه صاعقه‌اي از آسمان فرود بيايد و او را بسوزاند كه او اهليت غير اين ندارد.

پس حضرت خنديد و كيسه‌اي كه هزار دينار زر سرخ داشت نزد او افكند و انگشتري عطا كرد او را كه نگين آن دويست درهم قيمت داشت و فرمود كه به اين زرها ذمة خود را بري كن و اين خاتم را در نفقة خود صرف كن.

اعرابي آن زرها را برداشت و اين آيه مباركه را تلاوت كرد:

اَللهُ اَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَه.

و ابن شهر آشوب روايت كرده كه چون امام حسين عليه السلام شهيد شد بر پشت مبارك آن حضرت پينه‌ها ديدند از حضرت امام زين العابدين عليه السلام پرسيدند كه اين چه اثر است؟ فرمود از بس كه انبانهاي طعام و ديگر اشياء چندان بر پشت مبارك كشيد و به خانة زنهاي بيوه و كودكان يتيم و فقراء و مساكين رسانيد اين پينه‌ها پديد گشت. و از زهد و عبادت آن حضرت روايت شده است كه بيست و پنج حج پياده به جاي آورد و شتران و محملها از عقب او مي‌كشيدند و روزي به آن حضرت گفتند كه چه بسيار از پروردگار خود ترساني؟ فرمود كه از عذاب قيامت ايمن نيست مگر آنكه در دنيا از خدا بترسد.

و سيد شريف زاهد ابوعبدالله محمدَ بن علي بن الحسن ابن عبدالرحمن علوي حسيني در كتاب تغازي روايت كرده از ابوحازم اعرج كه گفت حضرت امام حسين عليه السلام تعظيم مي‌كرد امام حسين عليه السلام را چنانكه گويا آن حضرت بزرگتر است از امام حسن عليه السلام. و از ابن عباس روايت كرده كه گفت سبب آنرا مي‌پرسيدم از امام حسن عليه السلام؟ فرمود كه از امام حسين عليه السلام هيبت مي‌برم مانند هيبت اميرالمؤمنين عليه السلام، و ابن عباس گفته كه امام حسن عليه السلام با ما در مجلس نشسته بود هرگاه كه امام حسين عليه السلام مي‌آمد در آن مجلس حالش را تغيير مي‌داد به جهت احترام امام حسين عليه السلام.

و به تحقيق بود حسين بن علي عليه السلام زاهد در دنيا در زمان كودكي و صغر سن و ابتداء امرش و استقبال جوانيش، مي‌خورد با اميرالمؤمنين عليه السلام از قوت مخصوص او، و شركت و همراهي مي‌كرد با آن حضرت در ضيق و تنگي و صبر آن حضرت و نمازش نزديك به نماز آن حضرت بود و خداوند قرار داده بود امام حسن و امام حسين عليهاالسلام را قدوه و مقتداي امت، لكن فرق گذاشته بود مابين ارادة آنها تا اقتدا كنند مردم به آن دو بزرگوار پس اگر هر دو به يك نحو و يك روش بودند مردم در ضيق واقع مي‌شدند. روايت شده از مسروق كه گفت: وارد شدم روز عرفه بر حسين بن علي عليه السلام و قدح‌هاي سويق مقابل آن حضرت و اصحابش گذاشته شده بود و قرآنها در كنار ايشان بود يعني روزه بودند و مشغول خواندن قرآن بودند، و منتظر افطار بودند كه به آن سويق افطار نمايند پس مسئله‌اي چند از آن حضرت پرسيدم جواب فرمود آنگاه از خدمتش بيرون شدم پس از آن حضرت امام حسن عليه السلام رفتم ديدم مردم خدمت آن جناب مي‌رسند و خوانهاي طعام موجود و بر آنها طعام مهيا است و مردم از آنها مي‌خورند و با خود مي‌برند، من چون چنين ديدم متغير شدم حضرت مرا ديد كه حالم تغيير كرده پرسيد اي مسروق چرا طعام نمي‌خوري؟ گفتم اي آقا من روزه دارم و چيزي را متذكر شدم فرمود بگو آنچه در نظرت آمده، گفتم پناه مي‌برم به خدا از آنكه شما يعني تو و برادرت اختلاف پيدا كنيد، داخل شدم بر حسين عليه السلام ديدم روزه است و منتظر افطار است و خدمت شما رسيدم شما را به اين حال مي‌بينم! حضرت چون اين را شنيد مرا به سينه چسبانيد فرمود يابن الاشرس ندانستي كه خداوند تعالي ما را دو مقتداي امت قرار داد، مرا قرار داد مقتداي افطار كنندگان از شما، و برادرم را مقتداي روزه‌داران شما تا در وسعت بوده باشيد.

و روايت شده كه حضرت امام حسين عليه السلام در صورت و سيرت شبيه‌ترين مردم بود. به حضرت رسالت صلي الله عليه و آله و در شبهاي تار نور از جبين مبين و پائين گردن آن حضرت ساطع بود و مردم آن حضرت را به آن نور مي‌شناختند.

و در مناقب ابن شهر آشوب و ديگر كتب روايت شده كه حضرت فاطمه عليهاالسلام حسنين عليهماالسلام را به خدمت حضرت رسول «ص» آورد و عرض كرد يا رسول الله اين دو فرزند را عطائي و ميراثي بذل فرما، فرمود هيبت و سيادت خود را با حسن گذاشتم و شجاعت وجود خود را به حسين عطا كردم، عرض كرد راضي شدم. و به روايتي فرمود حسن را هيبت و حلم دادم و حسين را وجود و رحمت.

و ابن طاوس از حذيفه روايت كرده است كه گفت شنيدم از حضرت حسن عليه السلام در زمان حضرت رسالت صلي الله عليه و آله در حالتي كه امام حسين عليه السلام كودك بود كه مي‌فرمود به خدا سوگند جمع خواهند شد براي ريختن خون من طاغيان بني اميه و سركردة ايشان عمر بن سعد خواهد بود، گفتم كه حضرت رسالت صلي الله عليه و آله ترا به اين مطلب خبر داده است فرمود كه نه پس من رفتم به خدمت رسول صلي الله عليه و آله و سخن آن حضرت را نقل كردم حضرت فرمود كه علم او علم من است. و ابن شهر آشوب از حضرت علي بن الحسين عليهماالسلام روايت كرده است كه فرمود در خدمت پدرم به جانب عراق بيرون شديم و در هيچ منزلي فرود نيامد و از آنجا كوچ نكرد مگر اينكه ياد مي كرد يحيي بن زكريا (ع) را و روزي فرمود كه از خواري و پستي دنيا است كه سر يحيي (ع) را براي زن زانيه از زناكاران بني اسرائيل به هديه فرستادند.

و در احاديث معتبره از طريق خاصه و عامه روايت شده است كه بسيار بود كه حضرت فاطمه عليهماالسلام در خواب بود و حضرت امام حسين عليه السلام در گهواره مي‌گريست و جبرئيل گهواره آن حضرت را مي‌جنباند و با او سخن مي‌گفت و او را ساكت مي‌گردانيد چون فاطمه عليهماالسلام بيدار مي‌شد مي‌ديد كه گهواره حسين (ع) مي‌جنبد و كسي با او سخن مي‌گويد و لكن شخصي نمايان نيست  چون از حضرت رسالت مي‌پرسيد مي‌فرمود او جبرئيل است.

 برگرفته از کتاب منتهی الآمال، تألیف حاج شیخ عبّاس قمی

السلام عليكَ يا ابا عَبداللهِ

وَ علي الاَرواح الَّتي حَلت بفنآئِكَ عليكَ مِني سلامُ الله ابداً ما بَقيتُ وَ بقيَ الليلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمني لزيارتكم السلامُ علي الحسين وعلي علي بن الحيسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين

 

شهادت حسینى كشته شدن مردى است كه خود براى كشته شدن خویش قیام كرده است...

حضرت پرسيد كه اين زمين چه نام دارد؟ عرض كردند كربلا مي‌نامندش، چون حضرت نام كربلا شنيد گفت:  اّلّلهُمَّ اِنّ اَعُوذُبِكَ مِنَ الْكَرْبِ وَالْبَلآءِ ....

آيا من پسر دختر پيامبر شما، فرزند پسر عموى او كه نخستين مسلمان بود نيستم؟ ...

چه سرنوشت غریبی طلوع کن خورشید    خدا نوشته تورا تا که آب رسوا شد

 

مثله تمومه عاشقات عاشقعه كربلات شدم       برا من افتخاره كه نوكر نوكرات شدم

حضرت ابالفضل العبّاس(ع) پیش از کربلا

تو یک اتّفاق بودی / برای آب / گرچه آب، روی آن ندارد، دل آن ندارد، زبان آن ندارد، که بگوید : چه دید و چه شد / که آبروی شرافت پر رنگ تر نمود .

شكر خدا تقديرمو خدا چنين رقم زده        كه اسممو از همه جا       جز در تو قلم زده

 

 

ماه و آب

 

 

مشک برداشت که سیراب کند دریا را
رفت تا تشنگی اش آب کند دریا را

آب روشن شد وعکس قمر افتاد درآب
ماه می خواست که مهتاب کند دریا را

تشنه می خواست ببیند لب اورا دریا
پس ننوشید که سیراب کند دریا را

کوفه شد علقمه،شق القمری دیگر دید
ماه افتاد که محراب کند دریا را

تا خجالت بکشد سرخ شود چهره ی آب
زخم می خورد که خوناب کند دریا را

ناگهان موج برآمد که رسید اقیانوس
تا درآغوش خودش خواب کند دریا را

آب مهریه ی گل بود و الا خورشید
در توان داشت که مرداب کند دریا را

کاش روی دل خشکیده ی ما آن ساقی
عکسی از چشم خودش قاب کند دریا را

روی دست تو ندیده ست کسی دریا دل
چون خدا خواست که نایاب کند دریا را

اسرار ورزش

مطالب ورزشی

             مهارت هاي اوليه

 

 براي انجام ورزش واترپلو ورزشكار بايد در بعضي كارها مهارت داشته باشد. اولين فاكتور لازم براي شروع اين ورزش، مهارت در شنا است. در اين ورزش، بازيكنان بايد بتوانند طول 30 متري استخر را بارها و بارها شنا كنند. نوع شنا كردن بازيكنان واترپلو با شناي كلاسيك متفاوت است. در اين روش بازيكنان از يك استيل آزاد استفاده مي كنند به طوري كه هنگام شنا كردن هميشه سر آنها از آب بيرون خواهد بود تا بتوانند بر بازي مسلط باشند. مهارت دومي كه بازيكنان بايد به دست آورند، شيوه كنترل توپ با يك دست است. همچنين اين ورزشكاران بايد بتوانند توپ را با هر دو دست خود كنترل كنند.

   مهارت ديگري كه ورزشكاران اين رشته بايد داشته باشند، نوعي پا دوچرخه است كه در آن حركات پا به صورت دايره وار انجام مي شود. در اين حركت كه ورزشكاران از آن براي نگه داشتن خود روي سطح آب استفاده مي كنند، انرژي بسيار كم مصرف مي شود. ورزشكاران ورزش واترپلو بايد از تمركز و سرعت عمل بالايي برخوردار باشند تا بتوانند بر تيم حريف غلبه كنند.

 

قوانين ورزش واترپلو

 

   هر تيم از 12 بازيكن تشكيل شده است كه شامل هفت بازيكن اصلي و پنج بازيكن ذخيره است. بازيكنان اصلي داراي يك دروازه بان و شش بازيكن زمين هستند. اين شش بازيكن مي توانند هم در نقش حمله و هم در نقش دفاعي ظاهر شوند و جاي مخصوص به خود ندارند. يكي از قوانين مهم واترپلو اين است كه بازيكنان زمين اجازه ندارند توپ را با دو دست بگيرند و بايد آن را فقط با يك دست كنترل كنند. در فاصله دو متري از دروازه بان هاي هر تيم نشانه هايي به نام خط دو متري وجود دارد. بازيكنان تيم مقابل اگر توپ نداشته باشند نبايد وارد اين محوطه شوند.

   مدت زمان بازي براي آقايان در جهار ست هفت دقيقه اي و براي خانم ها چهار ست چهار تا شش دقيقه اي است.

 

اثرات مفيد بدني

 

   واترپلو ورزشي آبي و تيمي است. بنابراين از يك طرف باعث بروز آثار ورزش شنا مي شود و از طرف ديگر اثر مفيد ورزش هاي توپي را به همراه دارد. بازيكنان اين رشته بايد از قدرت و سرعت بالايي برخوردار باشند. در اين ورزش تمام اعضاي بدن مانند يك زنجير عمل مي كنند. يعني ورزشكار بايد از تمام عضلات خود كمك بگيريد تا بتواند نيروي لازم را به توپ وارد كند. اعضاي مختلف بدن مثل دست ها،‌ لگن و پاها بايد بتوانند حركات چرخشي خاصي را انجام دهند. بنابراين علاوه بر قدرت، انعطاف پذيري نيز در اين ورزش لازم و ضروري است. بعضي از حركات باعث مي شوند سرعت توپ افزايش يابد مثل چرخش مناسب در ناحيه كمر و شانه و همچنين قدرت به عقب بردن بازوها و آرنج و توانايي خم كردن مچ دست.

   به دست آوردن مهارت در اين زمينه ها نياز به تمرين فراوان دارد. بازيكنان علاوه بر قدرت و انعطاف پذيري بايد از تمركز كافي و قدرت طراحي نقشه براي تمركز بر حريف هم برخوردار باشند. بنابراين به طور خلاصه مي توان گفت كه ورزش واترپلو داراي اثرهاي مفيد زير است:

-افزايش قدرت بدني به خصوص در ناحيه عضلات ران، بازوها و مچ دست

-افزايش انعطاف پذيري

-افزايش سرعت عكس العمل در پاسخ به محرك ها

-افزايش قدرت تمركز، هماهنگي و طراحي نقشه

 

آسيب هاي ورزش واترپلو

 

   برخي از اسيب هاي واترپلو ناشي از انجام اين ورزش در آب است مثل حساسيت و قرمزي چشم، آفتاب سوختگي و عفونت هاي پوستي. اما از آسيب هاي شايع و مخصوص به اين ورزش مي توان به موارد زير اشاره كرد:

 

   كشيدگي تاندون هاي شانه: اين آسيب بسيار شايع است زيرا ورزشكاران براي افزايش قدرت و سرعت پرتاپ توپ به عضلات و تاندون هاي اين ناحيه فشار زيادي  وارد مي كنند و باعث كشيدگي و گاهي پارگي تاندون هاي اين ناحيه مي شوند.

   آسيب به انگشتان: سرعت سريع توپ و برخورد آن با انگشتان دست ورزشكاران باعث ضرب ديدگي، كبودي و حتي بروز زخم و شكستگي در اين نواحي مي شود.

   آسيب ناحيه صورت: واترپلو ورزش پر برخوردي است و ورزشكاران به سهو يا به عمد ضرباتي را به بازيكن حريف وارد مي كنند. در نتيجه كبودي زير چشم و پارگي لب از جمله آسيب هاي شايع است.

 

عواملي كه سبب بروز آسيب بيشتر مي شوند:

-نداشتن بنيه و انعطاف پذيري لازم براي اين ورزش

-بي تجربگي و مهارت ناكافي در اجراي تكنيك ها

-استفاده نكردن از وسايل ايمني مثل كلاه ايمني و وسايل حفاظتي از گوش و دهان

 

 

پيشگيري از آسيب ها

 

رعايت چند نكته از بروز آسيب بدني جلوگيري مي كند:

-منظم ورزش كنيد تا بدن شما براي اين ورزش قدرت و انعطاف پذيري كافي را به دست آورد.

-علاوه بر تمرينات واترپلو، از ساير تمرين ها بدن سازي به منظور ارتقاي سطح قدرت و انعطاف پذيري بدن استفاده كنيد.

-حتما" در حين و بعد از ورزش آب فراوان بنوشيد.

-قبل از ورزش بدن خود را گرم كنيد.

-بعد از خروج از آب، تمرينات كشش را فراموش نكنيد.

-از وسايل ايمني و عينك شنا استفاده كنيد.

-اگر احساس كرديد آسيب ديده ايد، بلافاصله ورزش را متوقف كنيد و در صورت لزوم از كمپرس يخ و بالا نگه داشتن اندان آسيب ديده استفاده كرده و به پزشك مراجعه كنيد و تا بهبود كامل ورزش نكنيد

 

دوشنبه 3 آبان 1389

نخستین روز مسابقات شنای قهرمانی کشور رده سنی عموم با رکورد شکنی آغاز شد

 مسابقات شنای قهرمانی کشور در رده سنی عموم با رکورد شکنی جمال چاوشی فر در ماده 50 متر کرال پشت آغاز شد.

به گزارش سایت فدراسیون شنا؛ در نخستین روز از مسابقات شنای قهرمانی کشور رده سنی عموم که در استخر انقلاب شیراز در جریان است جمال چاوشی فر در فینال ماده 50 متر کرال پشت با رکورد 27 ثانیه و 16 صدم ثانیه موفق به شکستن رکورد ملی در این ماده شد و رکورد قبلی این ماده را به میزان 58 صدم ثانیه ارتقا بخشید.

گفتنی است؛ رکورد قبلی این ماده با زمان 27 ثانیه و 74 صدم ثانیه به همین شناگر تعلق داشت که در مسابقات اوپن مالزی به ثبت رسیده بود.

آخرين ركورد ها / مشاهد كامل متن  

چهارشنبه 5 آبان 1389

سومين ركورد شكني ملي در مسابقات شناي قهرماني كشور رده سني عموم

جمال چاوشی فر در استارت ماده 100×4 متر مختلط تیمی موفق شد باز هم رکورد 100 متر کرال پشت کشور را جا به جا کند.

به گزارش سایت فدراسیون شنا؛ در جریان مسابقات شنای قهرمانی کشور رده سنی عموم که در استخر انقلاب شیراز برگزار شد در آخرين روز اين مسابقات جمال چاوشی فر شناگر ملی پوش تیم اصفهان در استارت ماده 100×4 متر مختلط تیمی موفق به شکستن رکورد ملی ماده 100 متر کرال پشت شد. وی موفق شد با ثبت رکورد ۵۹ ثانیه و ۶۱ صدم ثانیه به میزان 8 صدم ثانيه رکورد قبلی اين ماده (۵۹ ثانیه و ۶۹ صدم ثانیه) را كه در دومين روز اين مسابقات به ثبت رسيده بود ارتقا دهد.

گفتنی است؛ در جریان اين رقابت ها جمال چاوشي فر براي اولين در تاريخ شناي ايران توانست100 متر كرال پشت را زير يك دقيقه شنا كند .

ليونل مسي

 

نوشته شده توسط A M I R   

مشخصات فردي

نام: لیونل اندرس مسی
پست: فوروارد
محل تولد: سانتافه (آرژانتین)
تاريخ تولد: 24-06-1987
قد: 169 سانتيمتر
وزن: 67 کيلوگرم
آغاز به کار: اسپانیول - اف سی بارسلونا ( 0-1 لالیگا ) 2004/10/16
وبسایت شخصی:
http://www.leomessi.com

لیونل اندرس مسی

 

لئو مسی برترین بازیکن جهان است. این آرژانتینی افتاده در تک به تک ها مرگبار است، سریع، و دارای مهارت دریبل و شوتزنی می باشد. اما با وجود خصوصیات فردی بسیار، در کار تیمی بسیار خوب است.

دوارن بازيگري اين مهاجم آرژانتيني از سال 1995 در نيولزاولد بويز آغاز شد،جايي که او تا سال 2000 در آنجا بازي کرد. در سن 13 سالگي، مسي از اقيانوس اطلس گذشت تا شانس خود را در بارسلونا آزمايش کند و به تيم زير 14 سال بارسا پيوست.

مسي در تمام سطوح سني پيشرفت چشم گيري داشت، پله هاي ترقي را در تيم هاي جوانان طي کرد و سپس به تيم سوم بارسا رسيد، بعد از آن به تيم دوم و سپس به تيم اصلي راه يافت.

در فصل 04-2003 مسي در حالي تنها 16 سال سن داشت، اولين بازي خود را براي تيم اصلي بارسا در دیدار دوستانه برابر پورتو که براي افتتاح ورزشگاه دراگائو بود انجام داد. در فصل بعد از آن که با قهرماني ليگ به پايان رسيد، مسي در 16 اکتبر 2004 اولين بازی رسمي خود را براي تيم اصلي در پيروزي دربي برابر اسپانيول در ورزشگاه المپیک (1-0) انجام داد.

زماني که بيشتر بازيکنان اصلي تيم به سختي مصدوم شدند، به چندین بازيکن تیم رزروها آماده باش داده شد، و مسي به چهره ثابت ترکيب بارسا تبديل گردید. در روز 1 مي 2005 او به جوانترين بازيکن تاريخ اف سی بارسلونا بدل شد که در ليگ گل زده بود (مقابل آلباسته، در حالی که تنها 17 سال و 10 ماه و 7 روز داشت). البته آن رکورد هم اکنون توسط بويان شکسته شده است.

در جام جهاني زير 20 سال که در هلند برگزار شد، مسي نه تنها به همراه آرژانتين قهرمان شد، بلکه به عنوان بهترين گلزن و بهترين بازيکن تورنومنت انتخاب شد. در سن 18 سالگي، او به يکي از پرطرفدارترین بازیکنان دنياي فوتبال تبدیل شده بود. کمي بعد، او اولين بازي ملي کامل خود را براي تيم بزرگسالان آرژانتين در بازي دوستانه برابر مجارستان انجام داد.

دوران درخشان بازيگري او از فصل 06-2005 و با نمايش خيره کننده در جام خوان گمپر برابر يوونتوس آغاز شد. او همچنين در پيروزي فراموش نشدني (0-3) بارسلونا در سانتياگو برنابئو و در لیگ قهرمانان در استمفورد بريج برابر چلسي نيز فوق العاده بود. مصدوميت، او را براي بخش عمده ی ادامه ی فصل دور از ميادين نگه داشت. مسي در مجموع 17 بازي در ليگ، 6 بازي در ليگ قهرمانان و 2 بازي در کوپا دل ري انجام داد. مسي در مجموع 8 گل نيز به ثمر رساند.

در فصل بعد مسي با درخششي بيشتر بازگشت و دنيا را با گلهايش، نظير گلي که در برابر ختافه در جام حذفي زد متحير ساخت. در فصل 07-2006 با وجود اينکه تيم هيچ جامي کسب نکرد، اما مسي در مراسم انتخاب بهترين بازيکن سال توسط فيفا دوم شد و در مراسم توپ طلا نيز جايگاه سوم را کسب کرد. در فصل 08-2007 او به پیشرفت ادامه داد و 16 گل زد و 10 پاس گل در 40 بازي داد. در سال 2008 مسی برای دومین بار پیاپی در مراسم انتخاب برترین بازیکن سال فیفا دوم شد.

لئو مسی تا کجا می تواند پیش رود؟ او در فصل 2009-10 برترین گلزن لیگ بود و با رکورد تاریخی 34 گل رونالدو (در فصل 96-97) برابری کرد. وی در برابر استودیانتس ده لا پلاتا گلی را به ثمر رساند که نخستین جام جهانی باشگاه ها را برای تیم به ارمغان آورد.

مسي همچنين در تيم ملي آرژانتين نيز مهره ثابتي است. او اکنون در دو جام جهانی (2006 و 2010) و کوپا امریکا (2007) برای آرژانتین بازی کرده است. همچنین در سال 2008 به بازی های المپیک پکن رفت، جایی که تیمش مدال طلا را کسب نمود.

خصوصیات

مسي بازيکنی ممتاز، مؤثر و بی همتا است. او به طرز حیرت آوری خلاق است، مهارت فردی شگفت انگیزی دارد و قادر است حریف را دائماً آزار دهد. ذاتاً يک چپ پا است اما به طرز خیره کننده ای انعطاف پذیر می باشد، مي تواند هم در ميانه و هم در هر کدام از دو جناح بازي کند، هر چند در سمت راست راحت تر است.

شاید چندان بلند قامت نباشد، اما سرعت و فیزیکش او را قادر می سازد حتی با سرسخت ترین مدافعان مقابله کند. او به گونه ای شگفت آور قدرتمند است، و می تواند توپ را به خوبی حفظ کند، گویی به پاهایش چسبیده است. واقعاً هیچ کس در هیچ کجای دیگر مانند او نیست. همچنین متخصص زنده کردن توپ های مرده است، خصوصاً ضربات آزاد و پنالتی ها.

خونسردی او و توانایی اش در پذیرش مسئولیت دیگر خصوصیاتی هستند که لئو مسی را به بهترین فوتبالیست جهان تبدیل کرده اند.

افتخارات

اف سي بارسلونا
2010-11 سوپر کاپ اسپانیا
2009-10 لیگ
2009-10 جام جهانی باشگاه ها
2009-10 سوپر کاپ اروپا
2009-10 سوپر کاپ اسپانیا
2008-09 لیگ قهرمانان
2008-09 لیگ
2008-09 جام حذفی
2006-07 سوپرکاپ اسپانيا
2005-06 ليگ قهرمانان
2005-06 ليگ
2005-06 سوپر کاپ اسپانيا
2004-05 ليگ

تيم ملي آرژانتين
2008 مدال طلاي المپيک پکن
2004-05 جام جهاني زير 20 سال

جوایز فردی
2009-10 کفش طلا
2009-10 برترین گلزن لیگ اسپانیا
2009 جایزه ی برترین بازیکن جهان فیفا
2009 توپ طلا
2008 جایزه ی دومین بازیکن برتر جهان فیفا
2007 جایزه ی دومین بازیکن برتر جهان فیفا

سابقه ی بازی

2010-11 اف سی بارسلونا
2009-10 اف سی بارسلونا
2008-09 اف سی بارسلونا
2007-08 اف سی بارسلونا
2006-07 اف سی بارسلونا
2005-06 اف سی بارسلونا
2004-05 اف سی بارسلونا

                                       

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ژاوي هرناندس

 

نوشته شده توسط A M I R   

مشخصات فردی

نام: ژاوير هرناندس کروواس
پست: هافبک
محل تولد: ترسا (بارسلونا)
تاريخ تولد: 1980-01-25
قد: 170 سانتيمتر
وزن: 68 کيلوگرم
آغاز به کار: مایورکا - اف سی بارسلونا ( 2-1 سوپر کاپ اسپانیا ) 1998/08/18

ژاوير هرناندس کروس

ژاوي تمام عمر فوتبالي خود را در نوکمپ گذرانده است. او زماني که تنها 11 سال داشت به بارسا پيوست. پيشرفت او بسيار سريع بود تا اينکه در فصل 97-98 از تيم جوانان وارد بارسا B شد.

او در بارسا B او به مغز متفکر تيم جوردي گونسالوو تبديل شد و به همراه تيم جواز صعود به دسته دوم را کسب کرد.

رؤياي ژاوي يعني شروع رسمي کار با تيم اصلي زماني تحقق يافت که او در تابستان 1998 در سوپر جام اسپانيا برابر مايورکا بازي کرد. او در ترکيب ثابت بود و گلزني کرد، شروعي که براي او بهتر از اين نميشد. ژاوي همچنين در قهرماني ليگ در فصل 1998-99 با مربيگري فن گال نقش مهمي را ايفا کرد که بارزترين مورد، گل مهم او در نوئوو زوريا بود که شانس هاي تيم را براي قهرماني افزايش داد.

فصل 1999-2000 براي ژاوي فصل خوبي بود زیرا به علت مصدوميت گوارديولا او براي قسمت اعظم فصل انتخاب اول بود. بعد از اينکه کاپيتان افسانه اي تيم را به مقصد فوتبال ايتاليا ترک کرد ژاوي به بازيساز تيم بدل شد و به نشان دادن تمام استعداد خود در اين پست ادامه داده است.

در زمان مربيگري فن گال، رکساچ، آنتيچ، رايکارد و گواردیولا ژاوي همواره يک مهره کليدي بوده است. اين حقيقت زماني اثبات ميشود که بدانيم او در طول اين مدت و در حالي که فقط 25 سال سن داشت، 300 بازي رسمي انجام داده بود.

در زمان مربيگري رايکارد، ژاوي نشان داده است که نه تنها ميتواند در قلب خط هافبک بازي کند، بلکه اين توانايي را دارد که در هر پستي در وسط زمين به بازي گرفته شود. اين توانايي را از آنجا ميتوان فهميد که او در قهرماني ليگ در فصل 2004-05 بازيکني بود که با انجام 36 بازي بيشترين بازي ها را انجام داد.

ژاوی هرگز 2 دسامبر 2005 را فراموش نخواهد کرد. در حین تمرین در لامسیا، رباط زانوی چپ او پاره شد. دوره درمانی او سریعتر از انتظار طی شد و پس از 5 ماه توانست بازی کند. در 29 آوریل 2006 و در بازی مقابل کادیز، ژاوی مجددا "احساس یک فوتبالیست" را داشت. او به موقع برگشت تا قهرمانی های لیگ و لیگ قهرمانان را در کنار هم تیمی هایش جشن بگیرد.

در دو فصل پایانی حضور فرانک رایکارد بر روی نیمکت بارسا، ژاوی یکی از بازیکنانی بود که بیش از بقیه مورد استفاده این سرمربی هلندی قرار گرفته بود. علاوه بر این در فصل 2007/08 او رکورد شخصی خود را به 7 گل ارتقا بخشید که تقریباً دو برابر رکورد قبلی او، 4 گل در فصلهای 2001/02 و 2003/04 بود.

در سال نخست مربیگری گواردیولا، ژاوی هرناندس رکورد گلزنی خود را ارتقاء داد، وی در 54 مسابقه 10 گل به ثمر رساند. او در کنار اینیستا، بخشی از بازیسازی خط میانی را شکل داد که به فتح سه گانه در آن فصل کمک شایانی کرد. ژاوی تیمی را رهبری نمود که در فصل 2009-10 با رکورد تاریخی 99 امتیاز قهرمان لیگ شد.

بعلاوه، ژاوی هرناندس همچنین بازیکن فیکس تیم ملی اسپانیا بوده است. او در جامهای جهانی 2002 و 2006 و 2010 جام ملتهای اروپای 2004 و 2008 حضور داشته است و در یورو 2008، پس از قهرمانی اسپانیا، به عنوان بهترین بازیکن تورنمنت انتخاب شد.

قهرمانی جام جهانی در سال 2010، لیست افتخارات واقعاً حیرت انگیز او را تکمیل می کند. ژاوی بازیساز مسلم تیم ملی اسپانیا بود و به عنوان برترین پاسور مسابقات انتخاب گردید.

خصوصیات

ژاوي در تمام بازي ها بازيساز تيم است و هيچگاه ابدا عصبي نمي شود به طوريکه که با خونسردي فوق العاده اي تيم را هدايت ميکند. از زماني که او بازيساز بارسا شده است، بينايي و ديدی باورنکردني در درون زمين نشان داده است. او نمونه ديگري از کار خوبي است که در تيم های پایه ی بارسلونا انجام ميشود، خصوصاً در پستي که به شماره 4 شناخته می شود، و همانگونه که به بلوغ رسيده توانايي بيشتري از خود بروز داده است و ميتواند هر گاه که مربي از او بخواهد خود را با پست هاي مختلف ميانه زمين وفق دهد.

پاس هاي روبه جلوي او و توانايي اش در برداشتن فشار از روي تيم و حفظ توپش که تقريباً از تمام بازيکنان ديگر بهتر است، او را به يکی از نقاط کانونی درون زمين بدل ساخته است. او همچنين در کارهاي دفاعي و در گرفتن توپ از حريف کاملاً توانا است.

به علاوه، او خودش را در استفاده از توپ های مرده هم به خوبی نشان داده است، همانگونه که با شوت های قدرتمندش گلهای حساسی را از روی این موقعیت ها به ثمر رسانده است.

ژاوی روز دوم دسامبر سال 2005 را همیشه به یاد خواهد داشت. در طول تمرین در لاماسیا هافبک متولد تراسا از ناحیه زانوی چپ دچار مصدومیت شدید و پارگی رباط شد. بعد از حدود پنج ماه او به میادین بازگشت. در بیست و نهم آوریل 2006 برگشت و در مقابل کادیز بازی کرد و گفت" دوباره احساس یک فوتبالیست را دارم". او توانست به همراه بقیه هم تیمی هایش قهرمانی در لیگ و لیگ قهرمانان را جشن بگیرد. این هافبک اهل تراسا یکی از نامزدهای جایزه ی برترین بازیکن جهان فیفا در سال 2008 بود که در نهایت در رده ی پنجم قرار گرفت.

بازیساز بارسا یکی از اعضای ثابت تیم ملی اسپانیا به رهبری لوئیز آراگونز در جام جهانی 2006 آلمان بود. جایی که تیم اسپانیا تا مرحله دوم پیش رفت و در آنجا به وسیله فرانسه حذف شد.


افتخارات

اف سی بارسلونا
2010-11 سوپرجام اسپانیا
2009-10 لالیگا
2009-10 جام جهانی باشگاه ها
2009-10 سوپرجام اروپا
2009-10 سوپرجام اسپانیا
2008-09 لیگ قهرمانان
2008-09 لالیگا
2008-09 کوپا دل ری
2006-07 سوپرجام اسپانیا
2005-06 لیگ قهرمانان
2005-06 لالیگا
2005-06 سوپرجام اسپانیا
2004-05 لالیگا
1998-99 لالیگا

تیم ملی اسپانیا
2010 قهرمانی جام جهانی
2008 قهرمانی جام ملتهای اروپا
2000 مدال نقره بازی های المپیک سیدنی
1999 قهرمانی زیر 20 سال جهان

جوایز فردی
2009 نفر سوم برترین بازیکن جهان فیفا
2008 برترین بازیکن یورو 2008

سابقه ی بازی

2010-11 اف سی بارسلونا
2009-10 اف سی بارسلونا
2008-09 اف سی بارسلونا
2007-08 اف سی بارسلونا
2006-07 اف سی بارسلونا
2005-06 اف سی بارسلونا
2004-05 اف سی بارسلونا
2003-04 اف سی بارسلونا
2002-03 اف سی بارسلونا
2001-02 اف سی بارسلونا
2000-01 اف سی بارسلونا
1999-00 اف سی بارسلونا
1998-99 اف سی بارسلونا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ویکتور والدس

 

نوشته شده توسط A M I R   


مشخصات فردی

نام: ویکتور والدس اریباس
پست: دروازه بان
محل تولد: هاسپیتالت د لوبرگات (بارسلونا)
تاریخ تولد: 1982/1/14
قد: 183 سانتی متر
وزن: 78 کیلوگرم

 

ویکتور والدس آریباس

 

 

ویکتور والدس نوجوان در یکم جولای 1992 از پنا سینکو کوپاس به بارسلونا پیوست.

 

 

در سپتامبر همان سال او با خانواده اش به تنریف نقل مکان کرد و تا سه سال بعد به باشگاه بازنگشت.

بعد از این که او خیلی سریع ارزش های خود را در تیم جوانان و تیم «ب» بارسا ثابت کرد، مربی های بارسا در فصل 2003-2002 تصمیم گرفتند که والدس را وارد تیم اصلی کنند. در ابتدا، او بعضی مواقع به جای روبرتو بونانو بازی می کرد، ولی در اواخر فصل او به عنوان دروازه بان اصلی زیر نظر رادومیر آنتیک به فعالیت پرداخت.

او در فصل 2004- 2003 جایگاهش را به عنوان دروازه بان اصلی تیم تثبیت کرد. او در آن فصل در بیشتر بازیهای بارسا شرکت کرد و بازی های بسیار عالی ای را به نمایش گذاشت و به تیم کمک کرد تا جایگاه دوم را بدست آورد.

ویژگی ها

او دروازه بانی فرز، چابک و قدرتمند است. با وجود جوانی نسبی اش، به رهبری و دستور دادن به خط دفاعی اش علاقه دارد. والدس خصوصیات مشترک زیادی با الیور کان، دروازه بان تیم ملی آلمان، که دروازه بان مورد علاقه او نیز هست، دارد.

در فصل اول حضورش در تیم اصلی، او گاه و بیگاه هنگام بیرون آمدن ار دروازه نامطمئن بود، اما در فصل بعد خیلی زود این ضعف را برطرف کرد. او پتانسیل بالایی دارد و برای همراهی تیم ملی اسپانیا در یورو 2004 انتخاب شده بود، اما در آخر آرانزوبیا، دروازه بان اتلتیک بیلبائو به جای او به یورو 2004 رفت.

افتخارات:

اف. سی. بارسلونا

07- 2006: سوپر کاپ اسپانیا
06- 2005: لیگ قهرمانان
06- 2005: لیگ اسپانیا
06- 2005: سوپر کاپ اسپانیا
05- 2004: لیگ اسپانیا

جوایز شخصی

05- 2004: زامورای لیگ اسپانیا

جرارد پيکه

 

نوشته شده توسط A M I R   

مشخصات فردی

نام: جرارد پيکه
پست: مدافع
محل تولد: بارسلونا
تاريخ تولد: 02-02-1987
قد: 192 سانتيمتر
وزن: 85 کيلوگرم

 

جرارد پيکه برنابئو

 

 

جرارد پيکه به بارسلونا که در آنجا فوتبالش را آغاز کرده بود در تابستان 2008 بعد از گذراندن 3 فصل در منچستريونايتد و يک فصل در رئال زاراگوزا بازگشت.

پيکه در روز 2 فوريه سال 1987 به دنيا آمد و از همان روز عضو باشگاه بارسلونا شد. از زماني که بسيار کوچک بود در باشگاه بود و در سن 10 سالگي به جوانترين تيم باشگاه (Alev?n B) پيوست.

از آن زمان او پله هاي مختلف تيم هاي پايه را طي کرد، و به موفقيت هاي مختلفي نيز رسيد (Alev?n A, Infantil B و A, Cadete B و A and Juvenil B و A). زماني که در سطحCadete B بازي ميکرد، تيتو ويلانووا مربي او بود و اکنون بعد از بازگشت به تيم اصلي يک بار ديگر با او روبرو خواهد شد. در طول اين مدت جرارد پيکه توانست تواناي هايش را در نقاط مختلف زمين وحتي در گلزني با وجود اينکه او يک مدافع است نشان داد. در پايان فصل 04-2003 او براي مدتي از آبي اناري پوشان جدا شد و به منچستريونايتد پيوست. او اولين بازي خود را براي تيم انگليسي تنها سه هفته بعد از رسيدن به منچستر و در 26 اکتبر در جام اتحاديه برابر کرو الکساندرا انجام داد. او در فصل 06-2005 نيز با تيم فرگوسن بود و سپس براي فصل 2006-07 به رئال زاراگزو قرض داده شد.

در تنها فصلي که او در تيم آراگون (زاراگوزا) بود، به عنوان هافبک دفاعي در جلو 4 مدافع بازي کرد. اين مرد کاتالاني در آن فصل 22 بازي در ليگ انجام داد که 18 تا از آنها را از ابتدا در ترکيب بود و 2 گل نيز به ثمر رساند. در اين مدت او در کنار گابي ميليتو که اکنون نيز با او خواهد بود بازي کرد.

فصل 08-2007 زمان بازگشت پيکه به منچستريونايتد بود، جايي که او دو قهرماني در ليگ و ليگ قهرمانان را جشن گرفت. او فصل خاطر انگيزي داشت، به خصوص اينکه 2 گل نيز به ثمر رساند.

ما براي بازي او در تيم هاي ملي افتخار ميکنيم، او در تيم زير 21 سال مهره ثابتي است، و حتي با تيم هاي ملي پايه ديگري سنين نيز بوده است. او در جام جهاني زير 20 سال در سال 2007 در کانادا، جام ملتهاي اروپا زير19 سال در سال 2006 در لهستان (که اسپانيا قهرمان شد) و جام ملتهاي اروپا زير 17 سال در سال 2004 در فرانسه بازي کرده است.

خصوصيات

اين کاتالاني يک دفاع عظيم الجثه است (1.92 سانتيمتر قد و 85 وزن). وضعيت فيزيکي و تکنيکي او، او را در هوا قوي ميکند. او همچنين ميداند چگونه از اين توانايي ها مخصوصا در هنگام حمله و در موقعيت توپهاي مرده استفاده کند. پيکه توانايي بازي در پست هافبک دفاعي در مقابل 4 مدافع را همانگونه که در زاراگوزا نشان داد، دارد.

افتخارات

منچستر يونايتد

2007-08 ليگ برتر
2007-08 ليگ قهرمانان
2005-06 جام اتحاديه

اسپانيا

2005-06 قهرماني جام ملتهاي اروپا زير 19 سال
2003-04 جام برندگان ملتهاي اروپا زير 17 سال

آندرس اينيستا لوخان

 

نوشته شده توسط A M I R   

مشخصات فردی

نام: آندرس اينيستا لوخان
پست: هافبک
محل تولد: فوئنتيلبيا (آلباسته)
تاريخ تولد: 11-05-1984
قد: 170 سانتيمتر
وزن: 65 کيلوگرم
آغاز به کار: بروژ - اف سی بارسلونا (0-1 لیگ قهرمانان)، 2002/10/29
وبسایت شخصی: http://www.andresiniesta.es

آندرس اينيستا لوخان


آندرس اينيستا در سال 1996 در سن 12 سالگي و وقتي که استعداد ياب هاي بارسلونا او را در حال بازي براي آلباسته در تورنومنت برونت کشف کردند به بارسا پيوست.

بعد از آن او پله هاي ترقي را به سرعت تمام در تيم هاي پايه مختلف باشگاه طي کرد و در فصل 2000-01 به بارسا B رسيد، جايي که زير نظر مربي جوزپ ماريا گونزالوو به بازيساز اصلي تيم تبديل شد.

روياي بازي در تيم اصلي براي آندرس سرانجام در اکتبر 2002 و در بازي ليگ قهرمانان برابر بروخه در بلژيک به حقيقت پيوست. بارساي ونگال آن بازي را برد و اينيستا نمايش فوق العاده اي داشت.

اکنون او چهره شناخته شده تيم است. اينيستا با تلاش زياد و کار بي وقفه و همچنين با تکيه بر استعداد و مهارتهاي بالايش جاي ثابتي در ترکيب اصلي براي خودش باز کرده است. زير سايه اسم هاي بزرگ تر در تيم، آندرس به يکي ار ارکان اصلي در قهرماني ليگ در فصل 2004-05 تبديل شد، تا جايي که او بيشترين زمان حضور در زمين را در بين بازيکنان داشت. او در 35 بازي از 38 بازي ليگ بازي کرد و در 8 بازي در ليگ قهرمانان حضور داشت و دو گل نيز به ثمر رساند.

اما او در حقیقت در فصل 2005-06 خود را به عنوان بازیکن اصلی مطرح نمود. در آن فصل او جانشين ژاوي شد که به خاطر مصدوميت طولاني مدت بيرون بود و عالي کار کرد و نقش مهمي در تکرار قهرماني ليگ و قهرماني در ليگ قهرمانان داشت. او در 33 بازي از ليگ و 11 بازي از ليگ قهرمانان حضور داشت.

او در فصل 2006-07 به پيشرفت ادامه داد و باز هم یکی از بازيکناني بود که بيشترين بازي ها را ادر تیم رایکارد نجام داد. وی در 37 بازي از 38 دیدار ليگ حضور داشت و 6 گل نيز به ثمر رساند و که بهترين آمار او تا آن زمان بود. این هافبک در فصل 2007-08، و اکنون با پیراهن شماره 8، به حضور دائمی در ترکیب ادامه داد تا این که به علت مصدومیت زانو چند دیدار پایانی را از دست داد.

اینیستا در فصل 2008-09، بهترین دوران خود را سپری نمود. او در مرکز یا جناح، تمام دنیا را با مهارت دریبل زنی و پا به توپ خود هیجان زده کرد. وی به یکی از عناصر اساسی موتور بارسا بدل شد، و با گل وقت های تلف شده در استمفورد بریج تیم را به فینال لیگ قهرمانان رساند.

در فصل 2009-10 در حالی که یکی از بازیکنان سرآمد تیم بود، مصدومیت عملکردش را تحت تأثیر قرار داد. او 29در بازی لیگ، 9 دیدار لیگ قهرمانان و 3 مسابقه ی جام حذفی حضور داشت.

علاوه بر اين، اينيستا يکي از بازيکنان ثابت تيم ملي اسپانيا نيز هست. او در جام های جهاني 2006 و 2010 و همچنين يورو 2008 برای اسپانیا بازی کرد و از جمله کساني بود که توسط لوئيس آراگونس مورد بيشترين استفاده قرار گرفت و به همراه اسپانيا قهرمان تورنومنت شد و جام را بالاي سر برد.

بدون تردید اینیستا هرگز 11 جولای 2010 و گل پیروزی بخش خود را در دقایق پایانی وقت اضافه ی فینال جام جهانی برابر هلند فراموش نخواهد کرد. اینیستا با وجود جوانی، هر عنوانی را که وجود دارد فتح کرده است.

خصوصیات

آندرس اينيستا دید خوبی دارد، با سری بالا بازی می کند وسريع و باهوش است. این هافبک بازي را در خط دفاع بارسا B و پیش از آن تیم های پایه ی بارسا شروع کرد، اما در زمان حضورش در تيم اصلي وظايف تهاجمي بيشتري دارد. او در حال حاضر مهاجمی کامل است، همچنین قادر به بازی در خط میانی و هر دو جناح خط حمله ی بارسا می باشد.

اینیستا نه تنها انعطاف پذیر است، بلکه واقعاً حرفه ای می باشد و با وجود استعداد بالایش همچنان فروتن است. خصوصاً با استعداد است. این بازیکن اهل فوئنتیلبیا استانداردی را برای سایر هافبک های تهاجمی پدید آورده است. کارآ و باهوش، بازیخوانی عالی دارد و تهدیدی دائمی برای دفاع حریف می باشد.

شماره ی هشت بارسا هر سال بهتر می شود. همواره در حال یادگیری است، شوتزنی او به اوج رسیده و می تواند از هر دو پا استفاده کند، همان طور که با گل دراماتیک دقایق پایانی خود در استمفورد بریج به ما نشان داد.

افتخارات

اف سي بارسلونا
2010-11 سوپر جام اسپانیا
2009-10 لالیگا
2009-10 جام جهانی باشگاه ها
2009-10 سوپر جام اروپا
2009-10 سوپر جام اسپانیا
2008-09 لیگ قهرمانان
2008-09 لالیگا
2008-09 کوپا دل ری
2006-07 سوپر جام اسپانيا
2005-06 ليگ قهرمانان
2005-06 لاليگا
2005-06 سوپر جام اسپانيا
2004-05 لاليگا

تيم ملي اسپانيا
2010 جام جهانی
2008 جام ملتهاي اروپا

سابقه ی بازی

2010-11 اف سی بارسلونا
2009-10 اف سی بارسلونا
2008-09 اف سی بارسلونا
2007-08 اف سی بارسلونا
2006-07 اف سی بارسلونا
2005-06 اف سی بارسلونا
2004-05 اف سی بارسلونا
2003-04 اف سی بارسلونا
2002-03 اف سی بارسلونا